خرید بک لینک
دلتنگی هایم را از زمانی در قلب یخ زده ام قلنبه کردم و مشت مشت خاکستری سیاهرنگ بر آنها پاشیدم که متوجه بی وفایی دوست شدم خسته ام خسته از بی رحمی دوستان

خسته از بی کسی یاران

خسته از تنهایی عاشقان

خسته از عشق بازیهای دروغین

گاه قد می کشم تا به فلک می رسم و گاه با یک تکان اندک فرو می ریزم و تا اعماق دریا غوطه ور می شوم

چه خوب است اگر هنگام بالا رفتن زیر پایم را محکم کنم و راه چاره ای برای پایین آمدن بیندیشم

چه خوبتر است هنگام غوطه ور شدن ،در زلالی و شفافی آب غرق شوم

و چه بد است هنگام بالا رفتن از پله ها دو. تا یکی را طی کنم و هواسم به اندازه گام هایم نباشد

و بدتر از همه آن است که که در منجلابی فرو روم که اگه اگر توان برخواستن داشته باشم روی بلند شدن نداشته و خود را با دست خود به اعماق بمنجلاب بفرستم

برچسب: نویسنده: آراد فرهادی تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 2:22

صفحه بندی